برای کسی که بر مملکتی حکومت می کند،
لازم است گوش بدهد،
بیشتر آز آنکه حرف بزند...
و گوش بدهد،
کمتر از آنکه عمل می کند...
"ریشیلیو"
یک حکومت بد،
همیشه تا جایی برای ماندن خود
پافشاری می کند که
بنظر می آید
تغییر آن،
آسان تر از ترمیم آن است...
"والتر"
|
برای کسی که بر مملکتی حکومت می کند، لازم است گوش بدهد، بیشتر آز آنکه حرف بزند... و گوش بدهد، کمتر از آنکه عمل می کند... "ریشیلیو" یک حکومت بد، همیشه تا جایی برای ماندن خود پافشاری می کند که بنظر می آید تغییر آن، آسان تر از ترمیم آن است... "والتر" + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در شنبه شانزدهم آبان 1388 و ساعت
18:33 |
شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان پاپ،
بنديكت شانزدهم، رهبر كاتوليك هاى جهان، روز پنجشنبه در ديدار با سفير
جديد ايران در واتيكان خواستار آزادى بيشتر مذهب و عقيده در جمهورى اسلامى
ايران شد. + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 و ساعت
21:20 |
به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان و به نقل از منابع خبری ما ، مسئولین كلیسای جماعت ربانی مركز در روز جمعه هشتم آبانماه ۱۳۸۸( سی ام اكتبر ۲۰۰۹) در پایان سرویسهای معمول كلیسایی خود اعلام كردند كه از این پس در روزهای جمعه مراسم پرستشی كه بطور معمول با دعا و نیایش در این روز برگزارمی گردید از این پس تعطیل خواهد شد و جلسات از هفته آینده فقط در روزهای یكشنبه هر هفته در دو شیفت در همان مكان برگزار خواهد شد . كلیسای جماعت ربانی مركز واقع در اول خیابان طالقانی كه با دو جلسه پرستشی به زبان فارسی در روزهای جمعه كه مهمترین و بزرگترین اجتماع علنی مسیحیان فارسی زبان داخل ایران است ، تحت فشار ماموران وزارت اطلاعات مجبور به اعلام تعطیلی جلساتش در روزهای جمعه شد . این در حالی است كه مسئولین كلیسای مركز بنا به اجبار و برای رعایت مصلحت ایمانداران تن به این مسئله داده اند. اعلام این خبر از سوی مسئولان كلیسا باعث ایجاد بهت و حیرت و با لا گرفتن احساسات و در نهایت شنیدن صدای گریه چند تن از حاضران شد. این منبع افزود؛ "كشیش سوریك اسقف كلیساهای جماعت ربانی ایران" برای حفظ امنیت جانی و آرامش روحانی ایمانداران و حاضرین در جلسات كلیسا همواره سعی در از بین بردن تنشهای ایجاد شده توسط تندروهای خارج از كلیسا بوده و عموما روشی بسیار معتدل و روحانی را در برخورد با ارگانهای رسمی از خود نشان میداد ، ایشان با توجه به ناراحتی قلب كه دارند، سالهاست كه از سوی ماموران وزارت اطلاعات برای تعطیلی جلسات روزهای جمعه تحت فشار بوده اند. در ماههای گذشته به ایشان گفته شد كه سپاه پاسداران خواهان تعطیلی این جلسات در روز جمعه می باشد . این منبع ادامه داد ، بدلیل اینكه "كشیش سوریك" با تعطیلی این جلسات در روزهای جمعه همواره مخالفت میكرد در هفته های گذشته مامورین اطلاعات ضمن تهدید، به ایشان اطلاع میدهند كه سپاه پاسداران بطور جدی خواستار تعطیلی جلسات روز جمعه در آن مكان است و چنانچه تا هشتم آبانماه ۱۳۸۸ این موضوع از سوی كلیسا به اعضا و شركت كنندگان آن رسما اعلام نشود سپاه پاسداران خود در این خصوص اقدام نموده و این مكان را برای همیشه تعطیل مینماید . بر همین اساس در پایان جلسه روز جمعه هشتم آبان، ایشان تعطیلی جلسات جمعه را شخصا به اعضا و شركت كنندگان در مراسم اعلام نمودند . همچنین لازم به یاد آوری است كه پیش از این نیز" كلیسای پنطیكاستی آشوری معروف به شهرآرا" كه بیش از هشت سال بود كه به جهت خدمت به مسیحیان فارسی زبان در روزهای جمعه و یكشنبه جلسات عبادتی و پرستشی ویژه فارسی زبانان برگزار می كرد بنا بدلایل امنیتی وحضور نوكیشان مسیحی فارسی زبان در مراسم های آن كلیسا از سوی دادگاه انقلاب اسلامی در آخرین روزهای پایان سال ۱۳۸۷ درهای آن بر روی مسیحیان فارسی زبان بسته شد. كلیسای جماعت ربانی تهران ازكلیساهائی مستقلی است كه توسط تنی چند از كشیشان وخادمین و ایمانداران مسیحی ایرانی با دعا و روزه در سالهای قبل از انقلاب بنا گردیده و این كلیسا همچنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تاكنون شهدای مسیحی بسیاری را كه توسط افراطیون و متعصبین مذهبی كشته شده اند تقدیم این كلیسا نموده است . تاكنون دلایل تعطیلی جلسات روز جمعه كلیسای جماعت ربانی تهران از سوی هیچ مقام رسمی آن كلیسا یا مقامات دولتی اعلام نشده است . اما تحركات رسانه ای اخیر نشریات و سایتهای اینترنتی وابسته و نزدیك به سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به خصوص در مطالبی كه علیه شبكه های اینترنتی و تلویزیونهای ماهواره ای مسیحیان فارسی زبان درج میكردند ، بخوبی نشان میداد كه سپاه پاسداران قصد انجام اقداماتی بر علیه جامعه مسیحیان ایران را دارد . این مطلب در مقاله جوابیه شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان( لینك) به خبرگزاری نام آشنای فارس بطور آشكار پیش بینی شده بود . كاربران با مطالعه آن مقاله میتوانند با سابقه امر آشنائی بیشتری پیدا كنند . ایمانداران عبادت كننده در كلیسای مذكور با ارسال ای میل و تلفن از تمام مسیحیان دنیا خواستار دعا برای حفظ كلیسایشان از شر شیطان و همچنین سلامتی و حكمت روز افزون برای رهبران خدمتگزارشان در پناه عیسی مسیح شده اند . + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت
16:39 |
بعد
از بروز ناآرامی های پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری
در ایران که با اعلام پیروزی غیرمنتظره محمود احمدی نژاد که بسیاری آن را
تقلب خواندند، آغاز شد، تعداد زیادی از شهروندان معترض ایرانی طی اعتراضات
گوناگون بازداشت شدند. بسیاری از این عده به عنوان «شرکت کننده» و بسیاری دیگر به عنوان «سازمان دهنده» بازداشت شدند، علیرغم اینکه آماری از تعداد دقیق بازداشت شدگان در دست نیست اما منابع دولتی دست کم از بازداشت پنج هزار شهروند در ایران خبر میدهند. حکومت ایران همچون همیشه، دولتهای غربی و گروههای سیاسی و بعضا مسلح مخالف خود را به دست داشتن در ایجاد اعتراضات مسالمت آمیز و گسترده متهم کرد. در این رابطه، دادگاههایی با نقایص حقوقی بسیار، برای رسیدگی به جرایم متهمان وقایع پس از انتخابات در ایران برگزار شد که در آن متهمانی به اتهام عضویت در سازمانهای معاند نظام و نقش آفرینی در خشونت های پس از انتخابات در ایران مورد محاکمه قرار گرفتند. از متهمان سازمانی و خشونت ساز مورد اشاره سه تن در دادگاه دوم پشت تریبون قرار گرفتند و ضمن قبول اتهامات خود مطالبی بر علیه خود نیز ایراد کردند. در روزهای اخیر دستگاه قضایی اعلام کرد که برای سه تن از متهمان اخیر حکم اعدام صادر کرده است [1]. اسامی اعلام شده محکومین به اعدام عبارت است از : آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمدرضا علیزمانی، اما در تداوم همین روند روز گذشته حامد روحی نژاد دیگر متهم وقایع اخیر نیز به اعدام محکوم شد [2]. آنچه که اساس و محور این گزارش است مدعیات سیستم قضایی- امنیتی در خصوص این افراد است که عنوان شده "این افراد متهم(مجرم) به ایفای نقش در خشونتهای پس از انتخابات هستند" و همینطور "عضویت موثر در گروههای محارب داشتهاند". (کیفرخواست دادستانی در دادگاه دوم [3])
طی تحقیقات میدانی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در این رابطه، محرز شد که اساساً هیچ یک از افراد فوق الذکر ارتباطی با خشونتهایی که دولت مدعی انجام آن شده و وقایع پس از انتخابات و حتی عضویتی موثر در سازمانهای مورد اشاره نداشتهاند. انجمن پادشاهی دارای دو پرونده با 11 متهم است که تلاش شده است به موضوع انتخابات ربط داده شوند، این افراد همگی به اتهام محاربه در زندان به سر می برند پرونده اول دارای 9 متهم است که عنوان شده است از طریق محمدرضا علی زمانی به عنوان سرشاخه به انجمن پادشاهی وصل شده اند، تعداد و اسامی متهمان این پرونده عبارت است از : 1- محمد رضا علی زمانی، شغل دست اندرکار عرصه نشر و کتاب 2- احمد کریمی، متولد سال 58، شغل نجاری، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه 3- حامد روحی نژاد، متولد سال 64 ، شغل دانشجو، ساکن دودانگه تهران، متهم به محاربه 4- مجید علیی، 21 ساله ، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه 5- آرش رحمانيپور ، متولد سال 68 ، محل سکونت تهران، متهم به محاربه 6- پیمان عارفی، متاهل(همسرش نیز سه ماه بازداشت بود) ، متولد سال 62، ساکن تهران، متهم به محاربه 7- ناصر برزگر، 24 ساله، سرباز وظیفه که اخیراً از رشته مدیریت دانشگاه ساوه فارغ التحصیل شده بود، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه 8- داود فرد بچه میراردبیلی، متولد سال 52، بیکار، محل سکونت اسلامشهر، متهم به محاربه 9- سام (نام خانوادگی نامشخص) – ساکن شهریار ، متهم به محاربه پرونده دوم متهمان انجمن پادشاهی این پرونده دارای سه متهم است که هویت آنان تا کنون مشخص نشده، دو تن از آنان برادر هستند و اتهام هر سه نفر محاربه است، یکی از افراد این پرونده تنها به دلیل دریافت یک ایمیل معرفی انجمن پادشاهی بازداشت و به این اتهام سنگین متهم شده است. آغاز پرونده در سال 84حامد روحی نژاد و احمد کریمی به عنوان دو تن از مهمترین متمهان پرونده اول انجمن پادشاهی مدعی هستند در تاریخ دهم اسفندماه سال 1384 با وعده آقای محمدرضا علی زمانی برای مهاجرت به یک کشور غربی با امید به دستیابی به یک زندهگی بهتر و در حالی که هیچگونه سابقه یا فعالیت سیاسی نداشتهاند، به صورت غیرقانونی راهی شهر اربیل در کردستان عراق شدند و حسب وعده دوست خود و به دلیل فقدان آگاهی با تصور اینکه در طی یک هفته و با ارائه یک داستان، موقعیت پناهندهگی به دست میآورند امید بستند. سه شهروند ایرانی پس از ورود به اقلیم خودمختار کردستان در کشور عراق، توسط اداره آسایش کرد (نهاد امنیتی اقلیم کردستان) به اتهام جاسوسی برای ایران، بازداشت و نزدیک به سه ماه در زندان اربیل نگهداری شدند. این سه تن پس از محرز شدن بیگناهی و آزادی از زندان، تقاضای خود برای پناهندهگی را به دفتر سازمان ملل در شهر اربیل ارائه میکنند و به همین دلیل امکان اقامت موقت در این نقطه از کشور عراق را مییابند. محمدرضا علی زمانی کمی پس از آزادی از زندان اربیل با فردی به نام جمشید که مدعی هواداری از انجمن پادشاهی در آمریکا بود تماس حاصل نمود، این تماس در حالی بود که مسئول اصلی انجمن پادشاهی به نام فرود فولادوند (فتح الله منوچهری) در آن زمان هنوز ناپدید نشده بود و مشخص است که عضویت از طریق هوادار امکان پذیر نمیشود، دفتر لندن این سازمان به عنوان ذیصلاحترین منبع برای اظهار نظر در این سازمان طی بیانیهیی هرگونه ارتباط این افراد با انجمن پادشاهی، شخض فولادوند و دفتر لندن را رد کرده است. در بررسی تاریخچه این سازمان مشخص میشود، فرد مورد اشاره به نام جمشید به عنوان هوادار این سازمان مخالف به صورت شخصی اقدام به راه اندازی یک رادیو با نام رادیو تندر در سال 85 میکند که هیچگاه تاکنون انجمن پادشاهی مسئولیت این رادیو را بر عهده خود اعلام نکرده است، آقای زمانی با این رادیو در زمان اقامت خود در اربیل همکاری میکند و از این طریق نیز چند بار دریافت مالی میکند. دو متهم دیگر پرونده مدعی هستند هر یک تنها یکبار اقدام به اجرای نمایش رادیویی در این رسانه کردهاند و هیچ هزینهیی هم دریافت نکردهاند و کلمهی همکار را در این رابطه و با این رسانه رد میکنند. سرانجام آقایان روحینژاد و کریمی پس نامیدی از مهاجرت و پس از حدود یکسال و پنج ماه اقامت در کشور عراق قصد عزیمت به ایران در اوایل تابستان سال 1387 میکنند و در همین رابطه از طریق بستهگان آقای روحینژاد با وزارت اطلاعات تماس حاصل کرده و خود را معرفی میکنند. آقای علی زمانی نیز پس از دوماه از برگشت دوستان خود به کشور بازمیگردد. آقایان روحینژاد و کریمی که به صورت خودمعرف به وزارت اطلاعات مراجعه کرده بودند، بدون بازداشت بعد از یک جلسه گفتوگو با یک مسئول از وزارت اطلاعات در دفتر اسلامشهر، بدون هیچ مشکلی به زندهگی عادی خود بازمیگردند. هر چند از اقدام علی زمانی بعد از بازگشت به ایران خبری در دست نیست اما یکی از متهمان پرونده که از بازگشت زمانی به کشور مطلع میشود، در همان زمان با وزارت اطلاعات تماس میگیرد و این موضوع را گزارش میدهد که مسئول مربوطه با اذعان به اینکه خود مطلع از موضوع است مساله را بدون مشکل عنوان میکند. شهروندان مورد اشاره به زندهگی عادی خود و به نزد خانوادهها بازمیگردند، آقای روحینژاد به دانشگاه شهید بهشتی و آقای کریمی به نجاری محل کار خود. در محدوده زمانی 12 تا 14 اردیبهشت ماه سال جاری و دست کم بیش از 40 روز مانده به زمان برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، 9 تن که سه فرد مذکور نیز در بین آنها قرار داشتند به دلایل نامشخص توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 منتقل میشوند، تا اواخر خردادماه بازجویی این افراد به پایان رسیده بود. اما با شروع اعتراضات گسترده اخیر دستگاه امنیتی همانطور که اشاره شد برای اینکه اعتراضات را منتسب به عوامل بیگانه و گروههای مسلح معاند نظام کند و احتمالا به دلیل فقدان اسناد در این رابطه با دادن وعده آزادی به افراد فوق الذکر آنها را به بیان اعترافات ناصحیح ترغیب میکند. در این گروه نه نفره، دو تن به نامهای محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی نژاد حاضر به همکاری در این موضوع میشوند، بنابراین به همراه سایر متهمانی همچون ناصر عبدالحسینی (متهم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق) به مدت یک هفته پیش از برگزاری دادگاه متن و اجرا را با کمک بازجوی خود به کرات در بازداشتگاه تمرین میکنند. این افراد پس از اجرای این سناریو [4, 5] و در زمان پایان دادگاه و مراجعت به زندان به گواه شاهدان در خودروی مخصوص زندان حتا اقدام به شادی و خوشحالی به دلیل در آستانه آزادی بودن میکردند اما با مراجعت به زندان و در یک وعده شکنی به ترتیب احکام اعدام صادر و به آنان ابلاغ میشود که از گروه 9 نفره مورد اشاره تا کنون 3 تن این محکومیت را دریافت کردهاند.
دیگر متهم پرونده مورد اشاره است (بازداشت شده 27 اردیبهشت) که در دادگاه دوم متهمان وقایع پس از انتخابات حاضر شده بود. نامبرده هیچگاه از کشور خارج نشده است و تنها فعالیت خود را یکبار ارائه گزارش اعتراضات در کارخانه کیان تایر و یکبار تماس تلفنی با رادیو تندر که همانطور که اشاره شد ارتباطی با انجمن پادشاهی ندارد عنوان کرده است، وی نیز متهم به محاربه و محتمل به محکومیت اعدام است. آقای علیی عنوان می دارد تلاش زیادی برای کمک به دوستان خود برای برگشت به کشور داشته است و جدی ترین ارتباط خود با آقای زمانی را در همکاری در عرصه برگزاری نمایشگاه کتاب و فعالیت اقتصادی در سال 84 می داند.
هیچیک از افراد فوق تاکنون از کشور خارج نشدهاند و هیچیک به غیر از آقای زمانی با کسی در تماس نبوده اند. هیچ اقدام خشونت آمیزی نداشتهاند و هیچگونه مواد منفجره یا اسلحهیی از آنان ضبط نشده است. لازم به ذکر است همسر آقای عارفی نیز مدت سه ماه بازداشت شده بود که سرانجام با قید وثیقه آزاد شد.
انجمن پادشاهی ایران، از گروههای سلطنتطلب ایرانی است، به رهبری فرود فولادوند، «این گروه قایل به مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است. اندیشههای این گروه ملغمهیی از گرایشات ناسیونالیستی ایران باستان، افکار سوسیالیستی همراه با نفی اندیشههای اسلامی است اما منش آن با گروههای موسوم به سلطنت طلب تفاوت دارد.» فرود فولادوند به عنوان لیدر این سازمان پس از سفر به منطقه مرزی ایران در استان حکاری ترکیه در تاریخ 7 بهمن 1385 (۱۷ ژانویه ۲۰۰۷) به همراه دو همراه خود به نامهای الکساندر ولیزاده و ناظم اشمیت ناپدید میشود که سازمانهایی همچون عفو بین الملل و صلیب سرخ جهانی و همینطور مدعیات همسر، فرزند و همکاران وی از ربوده شدن وی توسط سیستم امنیتی جمهوری اسلامی حکایت میکند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز پیش تر گزارشی مفصل در این رابطه منتشر کرده بود. گزارشات متعددی در خصوص تداوم زندانی بودن یا قتل وی تاکنون مخابره شده است، آنچه که مسلم است پس از ناپدید شدن وی این سازمان عملا لیدر خود را از دست داده و افراد زیادی مدعی مدیریت و راهبری آن شدهاند، و سایتهای متعددی نیز در این رابطه فعال هستند، با این وضع، دفتر لندن این سازمان که دارای هویت حقوقی است قدیمیترین بازمانده از تشکیلات دوران فعالیت آقای فولادوند محسوب میشود. این دفتر افراد و عناصری که در کیفرخواست ها از آنها به عنوان مسئولان این سازمان ذکر نام شده است را ناصحیح اعلام کرده و اقدامات خشونتآمیز منتسبه به این انجمن را نیز نفی میکند. [6] بازداشت شدهگان فوق الذکر نیز هیچگاه مدعی ارتباط با انجمن پادشاهی یا شخص فرود فولادوند نشدهاند و دستگاه امنیتی از طریق، طرح ارتباط 8 نفر با علی زمانی و وصل بودن علی زمانی به انجمن از طریق فردی به نام جمشید که هوادار انجمن بوده سعی در عضو نشان دادن این افراد میکنند.
نظر به اینکه افراد فوق الذکر نه در وقایع انتخابات و نه پس از آن ایفای نقش کردهاند و نه امکان ایفای نقش داشتهاند و نظر به اینکه اساساً عضویتی در سازمان مورد اشاره را نمیپذیرند و مستندات نیز این مهم را تائید میکند، باید از سیستم امنیتی سوال کرد بر چه اساسی متهمین را با شکنجه های جسمی و روحی و همینطور با وعده وادار کرده است بر علیه خود مطالبی خلاف واقع ادا کنند و از این طریق کوشیده است تا جنس اعتراضات پس از انتخابات در ایران را تحریف کند. افرادی که در نمونههای مشابه در شرایط حقوقی پرونده، با عملکردهای فوق الذکر حداکثر به حبسهای تعلیقی یا تعزیری میان مدت محکوم میشدند با غرق شدن در یک سناریوی امنیتی محکوم به اعدام شده و این محکومیتها در خصوص سایر متهمان نیز رو به افزایش است، این احتمال وجود دارد که در ادامه این سناریو تعدادی از این متهمان بدون بازگشت پرونده به روال حقوقی برای ایجاد رعب و وحشت یا دفن نمودن حقایق به چوبه دار سپرده شوند. خنثی کردن سناریوی به اجرا گذارده شده و نجات جان افرادی که در یک روال سیاسی و نه حقوقی به مرگ محکوم شده اند، همت و توجه فوری و ویژه تمامی وجدانهای بیدار را میطلبد.
1- حکم اعدام برای 3 متهم حوادث پس از انتخابات http://hra-news.info/news/6739.aspx 2- یکی دیگر از متهمان وقایع اخیر به اعدام محکوم شد http://hra-news.info/news/6762.aspx 3- مجموعه گزارشات فارس از دومين جلسه رسيدگي به اتهامات بازداشت شدگان اخیر http://hra-news.info/news/3246.aspx 4- "علي زماني طي سخناني در دادگاه گفت: با توجه به اينكه رابطهاي طولاني و طي مراحل مختلفي با اعضاي انجمن پادشاهي مستقر در لندن و لس انجلس داشتيم و آنهانيز ما را در كردستان عراق با نيروهاي آمريكايي از جمله شخصي به نام فرانك مسئول ارشد سرويس اطلاعاتي آمريكادر منطقه آشنا كرده بودند كه مجموعه اين گروهك و همچنين اعضاي سرويس آمريكا اصليترين موضوع مد نظر خود انتخابات قرار داده بودند." 5- "رحمانيپور كه يارگيري براي تحقق اهداف انجمن موسوم به پادشاهي ايران را شبيخون فرهنگي از طريق استخدام سربازان چشم و گوش بسته توصيف كرد، افزود: ما تلاش كرديم با منحرف كردن تظاهرات و ايجاد اغتشاشات و درگيري ميان مردم و ماموران نظم و امنيت، توده ملت را در برابر نظام قرار دهيم و هدف انجمن از اين كار سرنگوني جمهوري اسلامي و استقرار نظام پادشاهي بود." + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت
19:21 |
به همت واحد حقوق کودک مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته مورخ 7 آبان ماه تعدادی از وکلا و فعالان صلح با حضور در منزل اولیای مرحوم ولی الله پیرمردوند چگینی شاکیان ابراهیم گودرزوند چگینی نوجوانی که هم اکنون در زندان و تحت حکم اعدام به سر می برد تلاش برای اخذ رضایت و نجات این نوجوان را ادامه دادند. فارغ از مسائل شفاهی اولیای دم کماکان حاضر به اعلام رضایت قانونی برای الغاء مجازات اعدام این نوجوان نشده اند و از این رو این واحد به تلاش های خود در این رابطه ادامه خواهد داد و همچنین از همراهی سایر فعالان این حوزه استقبال خواهد کرد. لازم به یادآوری است پیش تر جلسه نخست در تاریخ 19 شهریورماه با حضور امام جمعه و اعضای شورای اسلامی شهر لوشان در منزل خانواده مقتول برگزار شده بود. ولی الله پیرمردوند چگینی طی یک نزاع کودکانه در سال 82 با ضربه چاقو توسط ابراهیم گودرزوند چگینی کشته شد. در هنگام این نزاع هر دوی آنها 17 سال سن داشتند. طبق ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک اجرای مجازات اعدام و حبس های طولانی مدت برای کودکان تا قبل از پايان سن هجده سالگی ممنوع است. در ضمن در بند 6 ماده ی 5 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی صراحتاً حکم اعدام برای کودکان زیر 18 سال ممنوع اعلام شده است. ولی هم اکنون پرونده ابراهیم گودرزوند چگینی در مرحله استیذان قرار دارد و پس از استیذان ریاست قوه قضائیه، در صورت عدم رضایت اولیای دم، حکم قصاص نفس وی اجرا خواهد شد. + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت
19:8 |
ابوالفضل عابدینی، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر روز گذشته با قید وثیقه آزاد شد.
ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار خوزستانی و مسئول روابط عمومی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته در زمان برگزاری جلسه رسیدگی به اتهامات با تلاش محمد اولیایی فرد، وکیل مدافع ایشان با استناد به بیماری قلبی و نیازهای پزشکی خود این امکان را یافت تا با تودیع قرار وثیقه 300 میلیون ریالی ساعت 18 روز گذشته تا زمان صدور حکم دادگاه آزاد شود. لازم به ذکر است، آقای عابدینی در تاریخ 9 تیرماه توسط اداره اطلاعات اهواز بازداشت و حدود 4 ماه را در بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان سپیدار این شهر تحت فشارهای جسمی و روحی سپری کرده است. تصاویری از ابوالفضل عابدینی قبل و پس از آزادی به همراه وکیل مدافع خود
+ نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت
20:37 |
![]() مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران در راستای اهداف عالی خود در زمینهی دفاع از حقوقبشر، آموزش، ظرفیت سازی و نهادینه کردن آن در بین ایرانیان و فضای مجازی و تشویق وبلاگنویسان به توجه بیشتر به این مورد، در اسفند ماه گذشته اقدام به برگزاری مسابقهیی با عنوان «حقوقبشر در آیینهی وبلاگها» کرد. مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران در راستای
اهداف عالی خود در زمینهی دفاع از حقوقبشر، آموزش، ظرفیت سازی و نهادینه
کردن آن در بین ایرانیان و فضای مجازی و تشویق وبلاگنویسان به توجه
بیشتر به این مورد، در اسفند ماه گذشته اقدام به برگزاری مسابقهیی با
عنوان «حقوقبشر در آیینهی وبلاگها» کرد.
این مسابقه در دو مرحله برگزار شد. در مرحلهی اول وبلاگها از طریق مخاطبان و کاربران و وبلاگنویسان معرفی شدند و هیات داوران بر اساس رایهای کاربران، به روز بودن وبلاگها، شاخص های آنها در موضوع حقوقبشر، وبلاگهایی را انتخاب و به مسئولین برگزاری ارائه کردند. بر اساس امتیازهای کسب شده در دور اول و امتیاز داده شده از سوی داوران در هر بخش سه تا پنج وبلاگ معرفی و برای مرحلهی دوم معرفی شدند. در مرحله دوم کاربران وبلاگهای مورد نظر خود را انتخاب و رای خود را به مسئولین برگزاری ارسال کردند. در پایان در هر رشته این نتایج نهایی به دست آمد. به دلیل عدم وجود نهاد نظارتی خاص و همینطور عدم وجود محدودیت در تصمیم گیری و انتخاب و همینطور اتخاذ مکانیزمی از سوی برگزار کنندهگان به منظور شرکت هر چه بیشتر فعالان این حوزه و افکار عمومی در تعیین نتایج، این مهم میتواند به خوبی نمایانگر برداشت جامعه از اندیشهی حقوق بشر و همچنین خلاء ها و توانمندیهای وبلاگستان پارسی در موضوعیت حقوق بشر باشد. نتایج حاصله در هر رشته به قرار ذیل است :
در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «محمد مصطفایی»، «کودکان کار» و «عکاسی کودک» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «محمد مصفایی» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد.
در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «سخن معلم»، «هیمه»، «انسان طاقی» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان وبلاگ «هیمه» که نوشتههای جعفر ابراهیمی است با راییی نزدیک نسبت به وبلاگ «سخن معلم» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد.
در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «کاوه کرمانشاهی»، «وحید قراباغلی» و «بلوچ» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «کاوه کرمانشاهی» به عنوان وبلاگ برتر با راییی قاطع، انتخاب شد.
در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «کمانگیر»، «مسیح»، «کاملیا انتخابیفر»، «محمد آقازاده» و «مجمع دیوانگان» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان وبلاگ «مسیح» که روز نوشتههای مسیح علینژاد است با راییی بسیار نزدیک به وبلاگ «کمانگیر» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. اقلیت دینی: «خبرنورد» در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «خبرنورد»، «سرگیجه» و «نوید خانجانی» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان وبلاگ «خبرنورد» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. زنان: «وارش» آسیه امینی در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «وارش»، «تا رفع حجاب اجباری»، «آزاده عصاران» و « ورق پارههای زندان» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «وارش» به قلم آسیه امینی با راییی نزدیک به وبلاگ «تا رفع حجاب اجباری» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. محیط زیست: «مهار بیابانزایی» در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «مهار بیابانزایی»، «دیدهبان محیط زیست»، «زیتون»، «گربهی ایرانی» و «آتش نوشت» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «مهار بیابانزایی» با راییی بسیار نزدیک به وبلاگ «زیتون» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. میراث فرهنگی: «ایران نامه» در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «ایران نامه»، «پژوهشهای ایرانی»، «دوستداران میراث فرهنگی» و «ایستاده در باران» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «ایران نامه» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. آموزش حقوقبشر: «مقالات سیاسی و اجتماعی» هرمز ممیزی در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «مقالات سیاسی و اجتماعی»، « رشید اسماعیلی» و «سوشیال» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «مقالات سیاسی و اجتماعی» به قلم هرمز ممیزی با راییی بسیار نزدیک با «رشید اسماعیلی» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. کارگران: «کارگران ایرانخودرو» در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «کارگران ایران خودرو»، «فریاد کارگر» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان، وبلاگ «کارگران ایرانخودرو» با راییی بسیار نزدیک با وبلاگ «فریاد کارگر» به عنوان وبلاگ برتر انتخاب شد. طنز و نوشتار و تصویر: «علیرضا رضایی» در دور اول و بر اساس رای هیات داوران: به ترتیب وبلاگهای معرفی شده بر حسب امتیاز بدین قرار بودند: «اصغرآقا»، «ملا حسنی»، «زیتون» و «علیرضا رضایی» که پس از رایگیری در مرحلهی دوم و در پایان «علیرضا رضایی» با بیشترین آرا و رای قاطع به عنوان بهترین وبلاگ در این زمینه معرفی میشود. وبلاگ «زیتون» نزدیکترین رقیب بوده است.
این جایزه توسط مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران به «هنگامه شهیدی» وبلاگنویس و روزنامهنگار زندانی اهدا میشود که در ابتدا به عنوان یکی از اعضای هیات داروان به برگزاری این مسابقه کمک کرده است و اکنون در زندان تحت فشارهای بازجویی نزدیک به سه ماه است که از خانوادهی خود دور است. این مجموعه امیدوار است که وی هر چه سریعتر آزاد شده و به آغوش گرم خانوادهی خود باز گردد.
به رسم یادبود به برندهی هر بخش لوحی به رسم یادبود و یک ربع سکه بهار آزادی اهدا خواهد شد. مجموعه فعالان حقوقبشر امیدوار است با رفع نواقص و مشکلات موجود که در طی اولین دورهی برگزاری این مسابقه شاهد آن بود، از سالهای آینده روند بهتری را برای برگزاری آن تدارک ببیند. همچنین این مجموعه با تبریک به همهی برندهگان و کسانی که کاندید بودند، امیدوار است بیش از گذشته شاهد توجه بیشتر وبلاگنویسان به مقولهی حقوقبشر در ایران باشد.
+ نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت
16:43 |
کسانی که دلسوز ما هستند را باور کنیم.....
+ نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت
17:37 |
هم سفر
در این راه طولانی - که ما بی خبریم و چون باد می گذرد بگذار خرده اختلاف هایمان با هم باقی بماند خواهش می کنم ! مخواه که یکی شویم ، مطلقا یکی مخواه که هر چه تو دوست داری ، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه نگاه کردن را مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی و رویاهامان یکی هم سفر بودن و هم هدف بودن ، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست و شبیه شدن دال بر کمال نیست بل دلیل توقف است عزیز من دو نفر که عاشق اند و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛ واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون ، حجاب برفی قله ی علم کوه ، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق یکی کافیست عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست من از عشق زمینی حرف می زنم که ارزش آن در "حضور" است نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری عزیز من اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست ، بگذار یکی نباشد بگذار درعین وحدت مستقل باشیم بخواه که در عین یکی بودن ، یکی نباشیم بخواه که همدیگر را کامل کنیم نه ناپدید بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم اما نخواهیم که بحث ، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل اینجا سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست سخن از ذره ذره ی وافعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست بیا بحث کنیم بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم بیا کلنجار برویم اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را ،در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد نه پژمردگی و افسردگی و مرگ ،......... حفظ کنیم من و تو حق داریم در برابر هم قد علم کنیم و حق داریم بسیاری ازنظرات وعقاید هم را نپذیریم بی آنکه قصد تحقیرهم را داشته باشیم عزیز من ! بیا متفاوت باشیم + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت
11:10 |
گیسو شاکری آواز خوان معترض تبعیدی و فعال جنبش زنان در سا ل 1953 در ایران متولد می شود. او ردیف آوازایرانی را در سال 1980 نزد استاد نصرالله ناصح پور می آموزد. در سال 1988 ایران را ترک می کند و به عنوان تبعیدی زند گی در سوئد را بر می گزیند.
فعالیت های
فرهنگی گیسو شاکری با اجرای نخستین کنسرت موسیقی سنتی در سال 1989 در شمال
سوئد آغاز شده است. از آن پس است که او به سفر به کشورها و شهرهای گوناگون
جهان. از جمله انگلیس، آلمان، فرانسه، هلند، آمریکا، کانادا و استرالیا.به
اجرای کنسرت و سخنرانی می پردازد. اسیری ست در سینه ی تو که با صدای من می خواند کلید فریاد توست با فریادمان چه شــورها بپا کنیـــــــم ازمجموعه ی دفتر شعر " سرم را بی سایه می خواهم" + نوشته شده توسط محمدحسن یوسف پور سیفی در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 و ساعت
8:35 |
|
|